تبليغاتX
Ismail yk
Ismail yk


Behnam YK Oshnavie



*خۆشه‌ویسترین که‌ست (الله)‌ بیت 

*جوانترین وشه‌ت( سبحانه‌الله)‌ بیت

*باشترین هاورێت( قورئان) بیت

*خۆشترین جێگات( به‌هه‌شت) بیت

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1390/03/01ساعت 11:50 توسط Behnam yk |



behnam yk

behnamyk

behnamyk

Behnam yk 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1389/10/06ساعت 11:19 توسط Behnam yk |



يك دختر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره

 در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش

در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان

موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده

يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره

 نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره

 سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه

خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي

موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته

 خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده

 تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت

حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه

چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه

۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه

ساعت ۸ شب

 

يك پسر در حمام

ساعت ۴ بعد از ظهر

همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق

نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم

مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه

زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش

در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره

با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون

با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره

نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا

زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده

دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش

چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش

از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه

حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق

حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه

ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

 

 

 

 

 

نظر بدین

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 1389/10/05ساعت 13:51 توسط Behnam yk |



 

*حیف نون از‎‏ تهرانيه ميپرسه :

بچه كجايى؟ ميگه : بچه امام حسين.

حیف نون بغلش ميكنه ميزنه زير گريه ميگه : واى على اصغر چقدر بزرگ شدى‎!

 

*متلكهاى بسيجى :

روزه هاتو بگيرم جيگر/حيف كه روزه ام وگرنه جيگرتو ميخوردم/

خواهر اگه نمازت دير شده برسونمت/

نمازتو‎ ‎خوندى خوشكله!؟/

سجاده نمازتم!/خواهرافتخار ميدين دو ركعت نماز در خدمتتون باشم؟!

 

*به حیف نون گفتن واسه زلزله بم چه کمکى کردى؟ گفت: متاسفانه من دستم خالی بود، ایشالا زلزله بعدی

 

*بر اثر قطع برق ، در یکی از شهر های کشور ، ده ها تن از هم وطنانمان

ساعتها روی پله برقی گیر کردند !!!

 

*یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم.

 

*هر کی دروغ بگه میترکه….

رشتیه : ماآدمای با غیرتی هستیم…. بـــــــومب…..

اصفهانیه : ما آدمای لارجی هستیم… بـــــومب ….

ترکه : ما آدم ….. بـــــــومب

 

*هرجای دنیا که باشی و هر کاری که داری میکنی

اینو بدون که یک قلب هست که همیشه واسه تو میتپه

اونم قلب خودته…

 

 

*هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را ... هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

هیجان زده نشو! پشت یه کامیون نوشته بود!

 

*چندین ساله که دوستت دارم و همیشه دوستت داشتم. ولی هر وقت خواستم به لب هات نزدیک بشم منو با نفرت زمین زدی!

امضا: آب دماغ!!!

 

*از یارو می پرسند پتروس که بود؟ می گه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ به گوسفندانش حمله کرد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار!

 

 

*لره تو جبهه رو پیشونی بندش نوشته بود: یا زهرا یا دختر داییم یا هیچ کس

+ نوشته شده در شنبه 1389/10/04ساعت 16:46 توسط Behnam yk |



 

ترجمه آهنگ Sondefa از Ismail yk به زبان کردی (سۆرانی)

 

Sondefa

ئاخرین جار

Doluyor gozlerim unutur mu dersin

چاوم پڕ له فرمێسکه،  له یادم ده با ؟

Soluyor bu canim daha ne beklersin

گیانم له به ین ده چی ،ئیتر چاوه ڕێی چی ؟

Içimdeki umudu silemedim atamadim

ئه م ئومێده ی که ده دڵم دایه نه م توانی پاکی که مو و فڕێی ده م

şunu ben anladim sensiz yatamadim

من ئه وه م زانی که بێ تۆ خه و بۆم حه ڕامه

Son defa bebeğim yanina varayim

بۆ ئاخرین جار،ئازیزم بێڵه که له کنت بم

Son defa birtanem  kollarima alayim

بۆ ئاخرین جار،ته نیا که سم بێڵه ده باوه شت گرم

Son defa sevdiğim gözlerine dalayim

بۆ ئاخرین جار،خۆشه ویستم بێڵه چاو له چاوه کانت که م

Son defa son defa

ئاخرین جار ئاخرین جار

Doluyor gozlerim unutur mu dersin

Soluyor bu canim daha ne beklersin

Içimdeki umudu silemedim atamadim

şunu ben anladim sensiz yatamadim

Içimdeki işiği silemedim atamadim

ئه م ڕوناکایی له ناو دڵم،نه م توانی پاکی که مو فڕێی ده م

şunu ben anladim sensiz yatamadim

Son defa bebeğim yanina varayim

Son defa birtanem  kollarima alayim

Son defa sevdiğim gözlerine dalayim

Son defa son defa

Ayrilik sonum oldu

جودایی کوتایی من بو

Yalnizlik ise ecelim miş

ته نیایی عه جه لم بو

Sevmenin bedeli kefeni giymek miymiş

جوابی خوشه ویستی کفن ده به ر کردنه ؟

Sorgu suz fark siz

تۆ که به بێ هیچ سوئالێک و

yasaksiz yanliş siz

بێ هیچ مانعێک

Benden habersiz gidiyorsun ya

بێ خه به ر له من ده ڕۆی

Sen gidersen şunu bil bende giderim senlen

ئه گه ر تۆ ده ڕۆی بزانه منیش ده ڕۆم

Yalnizliğim yorgunluğum sensizlik ten

ماندو بونم له به ر خاطری بێ تۆ بونمه

Son bir kez yanima gelsen son defa son defa

بریا بۆ ئاخرین جار بێیه کنم بۆ ئاخرین جار بۆ ئاخرین جار

Son defa yalvaririm Neoluuuuur.

بۆ ئاخرین جارخواهیشتت لێ ده که م

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/10/02ساعت 19:58 توسط Behnam yk |



سفارش لقمان حکیم به فرزندش:

 

فرزندم در زندگی سعی کن دو چیز را همیشه فراموش کنی

1- به یکی خوبی کنی

2- یکی به تو بدی کند

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/10/01ساعت 21:28 توسط Behnam yk |